سفارش تبلیغ
صبا
 
 تعداد کل بازدید : 52666

  بازدید امروز : 3

  بازدید دیروز : 3

ری کی

[ خانه | ایمیل |شناسنامه | مدیریت ]

 

 

لینک دوستان

لوگوی دوستان









 

نکته مهم

با عرض خیر مقدم خدمت شما دوستان عزیز. تمام تمرینات صرفاً جهت آشنایی شما میباشد و هر تمرین اثرات خاص خودش را بر بدن دارد که باعث  بیداری های خاصی در شما می شود  لذا میبایست حتماً با مشورت استاد خودتان انجام گیرد. با تشکر

 

پیوندهای روزانه

تعلیمات دون خوان اثر کارلوس کاستاندا [206]
حقیقتی دیگر اثر کارلوس کاستاندا [101]
دومین حلقه قدرت اثر کارلوس کاستاندا [85]
هدیه عقاب اثر کارلوس کاستاندا [81]
آتش درون اثر کارلوس کاستاندا [77]
هنر رویابینی اثر کارلوس کاستاندا [123]
قدرت سکوت اثر کارلوس کاستاندا [120]
افسانه های قدرت اثر کارلوس کاستاندا [75]
زیرنویس فیلم پیشگویی آسمانی [161]
چهار میثاق [601]
کتاب حرکات جادویی کارلوس کاستاندا به حجم 24.5mb [1457]
کلیپ یوگای سلام بر خورشید برای مو بایل حجم 822 kb [443]
طریقت تولتکها (کاستاندا) [518]
بادهای مخالف (کاستاندا و موکتاناندا) [493]
کتاب تائو ت چینگ اثر لائو تزه 83 صفحه به حجم 247mb [675]
[آرشیو(24)]

 

لینک به لوگوی من

ری کی

 

حضور و غیاب

یــــاهـو

 

آوای آشنا

 

بایگانی

آشنایی با انرژی و انرژی درمانی
پاییز 1384

 

جستجوی سریع

 :جستجو

با سرعتی بی‏نظیر و باورنکردنی
متن یادداشت‏ها و پیام‏ها را بکاوید!

 

اشتراک

 

 

سنگ را بدانجا که از آن آمده باز باید گرداند ، که شر را جز با شر نتوان راند . [نهج البلاغه]

کشف نقطه تکامل

نویسنده:anahata::: پنج شنبه 84/7/21::: ساعت 5:7 صبح

شاکتی (انرژی بیکران و اتمی کندالینی) موقعی که یکباره بیدار می شود نمی تواند فوراً بلند شود. او بیدار می شود، دوباره می خوابد. این حالت به دفعات تکرار می شود. شاکتی بیدار میشود اما مانند بیدار شدن یک کودک از خواب. شما در باره بچه های خود تجربه کرده اید، آنها راازخواب بیدار می کنید اما آنها دوباره می خوابند، بازهم از خواب بیدارشان میکنید باز می خوابند و ... وسرانجام از جای خود بلند می شوند. رفتار کندالینی به هنگام بیداری به همین طریق است.بعضی مواقع تا چاکرایسوادهیستانا یا مانی پورا صعود میکند و دو مرتبه برای خوابیدن به چاکرای مولادا هارا بر میگردد واین عمل تکرار می شود تا شاکتی از چاکرای مانی پورا عبورکند، پس از آن دیگر به عقب برنمیگردد. اگر مانعی در سوشومنا نادی (لوله انرژی اصلی وبزرگتر از بقیه نادی ها در ستون فقرات) و یا یکی از چاکراها وجود داشته باشد، رکود اتفاق می افتد و کندالینی برای چند سال یا حتی برای همیشه در چاکرا باقی می ماند. (پس ابتدا آماده بودن چاکراها قبل از بیداری کندالینی بسیار لازم و واجب است).

بعضی مواقع که کندالینی در حال عبور، در یک چاکرا محصور میشود، نمایش بعضی پرتو جویان، با شرکت نیرویقدرتمند روحی و چاکراشروع می گردد. بعد از این اتفاق ممکن است که کنترل بر نفس عملی نباشد و نتوانید این حقیقت را که در راه هستید درک کنید. نایل شدن به سادا هیس وسوسه قدرت را به نمایش می گذارد. شخص ممکن است با خود فکر کند که نیرو را برای اصلاح بشریت به کار گیرد اما او با این کار تنها نفس خود را تغذیه می کند وخویشتن را در پرده ضخیم حجاب مایا (جهل) و نادانی محبوس می کند و از پیشرفت و جلو رفتن خود جلوگیری میکند.

کسی که ساد هی (قدرت پدید آمده از بیداری چاکرا و کندالینی) را آشکار میکند (پْز مید هد) کامل بودن را به خود قبولانده است . او بیداری چاکرا یی را قبول کرده که با تمام سادهی ارتباط دارد هر چند ساد هی معمولا زمانی که کندالینی سریع از میان چاکرا ها عبور می کند، آشکار نمی شود. اگر هم چنین اتفاق بیفتد زمان آن طولانی نخواهد بود. ممکن است برای چند روز توانائی خواندن افکار دیگران به دست آید، اما زمان آن کوتاه خواهد بود. ممکن است قدرت شفا بخشیدن پیدا شود اما این هم گذرا خوا هد بود. نیروهای روحی به هنگام مسدود بودن راه صعود کندالینی در چاکرا ، بازدارنده  یا غیر مفید هستند.

نادیده نگیریم که بعضی از چاکرا های بالا ممکن است آمادگی برایبیداری داشته باشند و ما به آن آگاهی نداشته باشیم. اشخاص در سطوح مختلف بیداری چاکرا ها هستند وشاید لازم نباشد که بیداری کندالینی از چاکرای مولادا هارا انجام گیرد. ما بر حسب توصیف و شرحها یی که داده شده می گوئیم که کندالینی در مولادا هارا است. اما از قسمتی ازمسئولیت پیشرفت ممکن است با سادانای (استعدادهای چاکرائی) پدر و مادر اتفاق افتاده باشد و شما با وجود کندالینی در مانی پورا تولد یافته باشید، در این صورت صعود باید از مانی پورا رخ دهد. در این حالت به همان نسبت که نمی توانید زندگی قبلی را به خا طر آورید همزمان حالت و موقعیت کندالینی را در خود فراموش کرده اید. به همین علت تعلیم ریکی و گرو (استاد راهنما) از مولادا هارا آغاز می گردد اما شاید کندالینی در آناهاتا باشد. با این وصف من میگویم که آن در مولادا هاراست و تمرین از اینجا باید شروع گردد اما تجربه ای ندارید. به سواد هیستانا میروید، تجربه ای ندارید و ... به آنا هاتا میروید وناگهان تجربه ای را شروع میکنید.

بنابراین قبل از تمرینات معمولی کندالینی، باید برای پیداکردن نقطه صعود کوشش کنید. بهترین روش تمرین، تمرکز روزانه روی چاکراها است. یکی از روشها که فعلاً من پیشنهاد می کنم این است که ابتدا به مدت پانزده روز پانزده تا سی دقیقه روی چاکرای مولادا هارا تمرکز کنید و این تمرین را به همین نحو به ترتیب با چاکرا های دیگر ادامه دهید تا به سا هاسرارا برسید . ممکن است شما نقطه صعود را پیدا کنید.

بعضی ها تمرکز روی چاکرای آنا هاتا را ساده تر یافته اند و تمایل دارند که این مرکز برای تمرکزشان باشد و بعضی آجنا چاکرا را ترجیح می دهند. بعضی هم ساده تر یافته که روی چاکرای مولادا هارا تمرکز کنند و به ترتیب و منظم پیش بروند.

در کل یک نقطه برای شروع وجود دارد. حتی اگر چاکرای بالاتری مانند آنا هاتا از خواب بیدار شده باشد باز هم شما باید برای بیداری چاکرای پائین تر کوشش کنید. فرضیه بیداری کندالینی و صعود آن در تمام چاکراها ، بیداری چاکرا ها است که به ذهن و مغز ارتباط یافته اند. بنابراین برای بیداری قسمت ساکن مغز (((امروزه از نظر علمی و پزشکی ، تقریباً تمامی دانشمندان اتفاق نظر دارند که یک انسان نابغه تنها  از تمامی یک دهم مغز خود استفاده میکند ونُه دهم از مغز ساکن و غیر فعال میباشد ودر اینجا میگویم که باید به این نتیجه برسید که بنزین این موتور فوق العاده ولی خاموش ، انرژی کندالینی میباشد در مقدار مرموز یک دهم دقت کنید و رابطه آن را با زکات پیدا کنید حتماً شک نکنید که رابطه مستقیم دارند))) ضرورت دارد که تمام چاکرا ها ببدار و فعال شوند.



تکامل خود به خود

نویسنده:anahata::: پنج شنبه 84/7/21::: ساعت 4:55 صبح

تکامل تدریجی در انسان از بالای چاکرای مولادا هارا شروع می شود. حیوانات نمی توانند پرانایام (رفت وآمد تنفس در چاکرا ها) را تمرین کنند یا اینکه گرو(استاد) داشته باشند و سانیاس (سالک) بشوند. حیوانات توانائی انجام هر کاری را که بخواهند انجام دهند یا هر چه را که نیاز دارند بخورند، ندارند. طبیعت آنها را کنترل می کند زیرا قدرت فکر کردن راندارند. طبیعت مسئول و دلسوز تکامل آنها است. در حقیقت زمانی که کندالینی به چاکرای مولادا هارا می رسد، تکامل خود به خودی به درازا می کشد زیرا انسان موجودی نیست که به طور کامل در اختیار و تحت قوانین طبیعت باشد.

برای مثال: حیوانات تنها در فصول خاصی به خواب می روند و اگر دسته جمعی هم زندگی کنند باز می خوابند، اما انسان آزاد از طبیعت و قانون است و هر وقت که بخواهد میخوابد.

انسان به سبب داشتن نفس، آگاه به زمان، مکان و فضا است. او فکر میکند و میداند که چه فکر میکند او میداند ومیداند که در حال دانستن و فکرکردن است. اگر نفس نبود ما دو آگاهی نداشتیم، همه این حالات ناشی از وجود نفس در انسان است وحیوانات چون نفس ندارند دو آگاهی هم ندارند. اگر سگی در حال شکار سگ دیگری است او تحت اجبار طبیعت قرار گرفته، او واقف به عمل شکار خود نیست. اگر او میدود نمیداند که در حال دویدن است; این غریزه است که او را به دویدن مجبور ساخته. انسان هوش عالی دارد، آن را به کار می گیرد و آن را کامل می سازد. به همین علت است که کندالینی در چاکرای مولادا هارا خفته است و بیدار نمیشود، صعود نمیکند مگر آنکه او را تحت فشار قرار دهیم.



تکامل از طریق چاکرا ها

نویسنده:anahata::: سه شنبه 84/7/19::: ساعت 9:17 عصر

زندگی در حال پیشرفت است و انسان جدای از آن نیست. بشر رو به تکامل است، تکامل و توسعه ای که به سختی تحمل می شود. تکامل وپیشرفت، هر دو مانند شرکت در یک مسابقه اسب دوانی هستند مانند گردش در میان چاکرا های مختلف. گردشی که ازچاکرای مولادا هارا که اساس و زیربنای چاکرا ها است، شروع می گردد و با سیر صعودی به چاکرای سا هاسرارا (تاج) می رود و در آنجا تکامل می یابد. در مسیر صعود انرژی کندالینی از مولادا هارا به سا هاسراراتجارب ما به سطح می آیند و در طریق زندگی قرار می گیرند. در مدیتیشن، تجارب درونی ما با ظرفیتهای مختلف در حال بیداری چاکرا های مختلف در سیستم اعصاب پیشرفت می کنند و به سمت ما می آیند این اتفاق به مناسبت ظرفیتهای متفاوت چاکرا ها رخ می دهد و همانند یک انرژی با ولتاژ بالا ونسبت به ارتعاش نادی های (رگهای کالبد اختری) مختلف در بدن روانی یا کالبد اختری است.

در مقام مقایسه و برابری انسان و حیوان، مولادا هارا اولین مرکز روانی در انسان و آخرین چاکرا در حیوانات است. مولادا هارا در حیوانات نقطه تکامل است و در انسان نقطه شروع پیشرفت، بنابراین چاکرا های بالاتراز مولادا هارا در انسان به فیزیولوژی روانی حیوانات اشاره ندارند وسیستم اعصاب حیوانات دارای این نقص است. بالاترین چاکرا در سلطان حیوانات، مولادا هارا است که ارتباط با آگاهی های حسی دارد نه آگا هی های روانی، و موقعی که رشد شما یا ثابت بودن در این چاکرا است شما در مرحله حیوانیت به سر می برید، تنها آگاهی که وجود دارد آگاهی حسی است که حیوانات با آن ارتباط و در آن شرکت دارند.

اگر آگا هی از  هویت شخصی نفس ، وجود نداشته باشد اعمال ما از مولادا هارا آغاز می گردد. در انسان آگا هی از بالای چاکرای مولادا هارا شروع می شود وبدین جهت آگاهی نتیجه و حاصل نفس و هویت شخصی است. اعمال غریزی حیوانات نتیجه عملکرد چاکرا ها هستند که در ساقه های پا قرار دارند و به وسیله نادی ها بر یک نقطه یا مرکز مولادا هارا اثر می گذارند، مانند نادی ها در بدن انسان که تاثیرات چاکرا ها را از مولادا هارا به چاکرای آجنا انتقال می دهند. اسامی چاکرا ها در حیوانات از پائین به بالا به شرح زیر است :

1- آتالا        Atala

2- وی تالا  Vitala    

 3- سوتالا  Sutala    

 4- تالا تالا  Talatala   

 5- راساتالا  Rasatala     

6- ماهاتالا  Mahatala

 

پائین ترین چاکرا پاتالا قبل از چاکرای آتالا است.

چاکرای پاتالا در حیوانات همانند چاکرای مولادا هارا در انسان، پائین ترین چاکرا است. این بْعدی است که به تاریکی ها اشاره دارد، جائی که طبیعت در آن اثر ندارد وناحیه ای است خاموش وساکن.

چاکرای سا هاسرارا در بالای سر مانند چاکرا های دیگر است ودلالت می کند برآگاهی برتر و الهی.

بنابراین در سیستم تکاملی روان، چاکرای مولادا هارا بالاترین ونقطه تکامل در حیوانات محسوب می شود وبرابر است با چاکرای سا هاسرارا در انسان که بالاترین نقطه تکامل در انسان می باشد و اولین پایه تکامل آگاهی های الهی است. هر چه بیشتر در باره چاکرا ها مطالعه شود، بهتر درک خواهد شد که کندالینی تمام موضوعات زندگی را در کنترل دارد. موقعی که شاتکی از میان چاکرا های حیوانی عبور میکرد، جهل را در حیوان تکامل بخشید و بدین مناسبت است که حتی کاملترین حیوانات هم تنها از خوردن، خوابیدن، ترسیدن پیروی میکنند و اینها همه بر تاماسیک دلالت می کنند. مولاداهارا این حالت و غرائز حیوانی را با خود دارد و در کل تاماسیک است اما وقتی ما از مولادا هارا عبور کنیم، به اقلیم راجاسیک پا میگذاریم، سرانجام به ساهاسرارا یا ناحیه ساتویک میرسیم.

 



مبحث شناخت علائم رمزی چاکراها

نویسنده:anahata::: دوشنبه 84/7/18::: ساعت 2:52 عصر

آگاهی از اختلاف رنگها ورموز چاکراها برای کسانی که به تمرینات ریکی و کندالینی و کریا یوگا میپردازند لازم است.

هر چاکرا شکل خاص و زیبائی دارد که در بیداری شخص مشاهده میگردد. هر چاکرا دارای رنگ، شکل، مانترا  (ذکری که انرژی را در جهت خاصی تشدید می کند)  و موقعیت خاصی است که با یک سلسله تجارب که با آن پیوند دارد مشاهده میشود.

از آنجا که نیایش های محرمانه وسیستم های روحی برای نشان دادن چاکرا ها رموز مختلفی را به کار گرفته اند، در تانترا (نوعی فلسفه شرقی که بر پایه اصول یکتا پرستی استوار است وخدای بی شکل را شکل دهنده همه چیز میداند) و یوگا هم به همین صورت عمل میشود و در گل نیلوفر (لوتوس) توصیف میگردند. گل نیلوفر بسیار پر مفهوم است وبه سه سطح زندگی که انسان باید از آنها عبور کند اشاره مینماید.1- مرحله یا حالتهای جهل2- آز، کوشش 3- تنویر فکر یا آگاهی بالا.

رویش و وجود نیلوفر بر سه سطح لجن، آب و هوا است. در لجن جوانه میزند و آن جهل است. در آب رشد می کند وسعی بر رسیدن به آب دارد که همان کوشش و آز است. سرانجام خودش را رویه آب میرساند و به طور مستقیم از روشنائی خورشید استفاده میکند که مرحله تنویر فکر است.

بنابراین نیلوفربرای رشد آگاهی انسان از پائین ترین مرحله به بالاترین مرحله به صورت رمز عمل میکند.

لوتوس در اوج رشد، گل بسیار زیبائی دارد. به همین طریق، در فرد،روحی که در اوج قرار گیرد، شکوفائی که در ذات بشر است در او شکوفا میشود. بنابراین هر چاکرا به صورت یک گل نیلوفر با گل برگهای مشخص و با رنگهای مخصوص درک میشود.

 

مولاداهارا (ریشه)                      لوتوس با چهار گلبرگ                با رنگ قرمز

 

 سوادهیستا نا (جنسی)            لوتوس با شش گلبرگ                با رنگ شنگرف یا نارنجی

 

ما نی پورا (خورشیدی)             لوتوس باده گلبرگ                     با رنگ خاکستری یا زرد

 

آنا هاتا (قلب)                    لوتوس بادوازده گلبرگ         با رنگ آبی یا سبز یا صورتی

 

 ویشود هی (گلو)                         لوتوس با شا نزده گلبرگ          با رنگ بنفش یا آبی

 

آجنا (چشم سوم)                        لوتوس با دو گلبرگ                    بارنگ نقره ای یا فیروزه ای

 

 سا ها سرارا (تاج)                      لوتوس با هزار گلبرگ                با رنگ قرمز یا بنفش

 

 

 

هر چاکرا شش صفت یا ویژگی دارد: 1- رنگ، 2- گلبرگ، 3- یانترا، 4- بی جامانترا، 5- سمبل حیوان و 6- رمز الوهیت. هرچاکرا یک حیوان و یک الهه در خود دارد.

حیوان رمز و اشاره به غرائز تکامل یافته قبل و الهه به هوش عالی دلالت میکند. من در انفجار چاکرا، ممکن است رنگ مخصوص چاکرا را بیان کنم، اما ممکن است یوگی دیگری که یوگی خوبی هم باشد، رنگ چاکرای دیگری را مشاهده کند، این یک واقعیت است برای هر دوی ما.



درک چاکراها

نویسنده:anahata::: دوشنبه 84/7/18::: ساعت 2:37 عصر

چاکراها ، کندالینی (انرژی اتمی بدن که به صورت ماری خفته در انتهای استخوان خاجی ستون فقرات قرار دارد و با بیداری آن و حرکت به سمت چاکراهای بالائی و در نهایت رسیدن به مغز و استقرار در آن انسان به انسان برتر یا نیروانا تبدیل میشود) و ذهن در تمام سطوح ارتعاشات، سیمای ظریف اما بسیار پیچیده و بغرنج دارند و درک بیشتر این سطوح باید حضوری و شخصی انجام گیرد. به همین مناسبت است که ، اشخاص مختلف از نقطه نظرهای متفاوت به سیما و منظره پنهانی توجه مینمایند.

برای نمونه اگر در باره چاکراها درکی داشته باشند، درک آنها با تمایلات خصوصیشان در آمیخته است.

تمرکز بر روی چاکراها به گونه های مختلف صورت میگیرد. بعضی تمرکز میکنند بر سیمای رمزی بسیار ظریف آنها، گروهی بر تظاهرات پرانیکی و انرژی های چاکراها تمرکز دارند، بعضی روی اعمال واقعی، اثرات روحی وهمچنین عده ای بر ضمائم فیزیکی تمرکز مینمایند.

اینها همگی درست است اما زمانی که توانائی های متنوع با هم برخورد میکنند نتیجه مشاهدات از نقطه نظرهای مختلف صحبت میشوند. تصور کنید مردی را که مورد مشاهده قرار گرفته است حال یک شخص او را ازمیان دوربین می نگرد و او رادرشت میبیند. اگر این مرد با اشعه ایکس دیده شود به صورت استخوان بندی مشاهده میگردد. در صورتی که برای دیدن او از یک گاستروسکپ استفاده کنیم شکم او را بیرون از خودش خواهیم دید و چنانچه او را با چشم غیر مسلّح ببینیم، وی در اندازه معمولی خواهد بود. در اینجا مرد یکی است ولی نقطه نظرها متفاوت است.

به همین طریق یک یوگی یا یک صوفی چاکراها را در طریق روحی یا رمزی تشریح و توصیف میکند و یک جراح متخصص آنها را شاخه یا رشته هائی از اعصاب دانسته و به نام عقده توصیفشان میکند. یک روشن بین، نظر به تظاهرات انرژیک آن در جهات مختلف دارد.

ممکن است که این مشاهده کنندگان در ظاهر با هم توافق نداشته باشند اما حتما بر این نکته اتفاق نظر دارند که موضوع واحدی را از زوایای مختلف مشاهده میکنند.

این نقطه نظرها با توسعه علم معانی بیان موجب اختلاف ادبیات و فرهنگها شده اند. این مشکل آنهائیست که سعی دارند عقاید و تجارب رادر لغات به دیگران ابلاغ کنند. از آنجا که من برای توصیفهای تانتریک احترام زیادی قائلم، تجارب مربوط به خودم را دارم. بنابراین در توصیف چاکراها من به هر دو اشاره میکنم، هر چند که شما به فاصله کوتاهی سعی خواهید کرد که با استفاده از نوشته ها یا توضیحات دیگران وتجارب شخصی به درک چاکراها نائل آیید اما در نهایت شما خود شخصاً باید به تجربه چاکراها وتوسعه آگاهی بپردازید.

تانترا هم یک روش علمی وهم عمومی و عملی است وتمرینات آن میتواند شما را برای کسب تجارب "حقیقی" ودرک درست راهنمائی کند.



مقدمه ای بر چاکراها

نویسنده:anahata::: یکشنبه 84/7/17::: ساعت 2:35 عصر

موضوع چاکراها یک بیان ساده نیست. فلاسفه و بسیاری از دانشمندان در پذیرش موجودیت وتوصیف آنها در گذشته ای نزدیک با مشکلات زیادی روبرو بودند. آنان نتوانستند درک کنند که چاکراها در بدن روانی (هاله مغناطیسی و انرژیک اطراف بدن) قرار دارند یا فیزیکی. اگر در بدن فیزیکی می باشند به راستی مکان آنها در کجای بدن است؟ البته بدن روانی در قلمرو تشریح علم جدید نیست.

 

اخیرا مطلع شدم که مقالات مفصل و کاملی در رابطه با دانش چاکراها پیرامون مسائل پزشکی در ماهنامه های سراسری پزشکی به چاپ و نشر رسیده حتی دستگاهی جهت اندازه گیری میزان و سطح انرژی و رویت هاله تابان اطراف بدن ساخته شده و هم اکنون در ایران هم موجود میباشد.

 

قبل از ورود این دستگاههای جدید و مدرن امروزی به ایران از این موضوع مطلع بودم که دکتر هیروشی موتویاما ، محقق بزرگ ژاپنی ماشینی جهت اندازه گیری انرژیهای روانی یا به عبارتی هاله تابان (اورا)- (aura) ، ساخته است.در اغلب بیمارستانهای ژاپن از دستگاه مخصوصی استفاده میشود که میتواند ارتعاشات نادیها (( مسیرهای لوله مانند انرژی که حکم رگهای بدن را در بدن انرژیک یا هاله ما دارد و همچنین از طریق همین نادی ها میباشد که چاکراها با هم در ارتباط انرژیک قرار دارند در واقع انرژی به مثابه خون در این رگهای بدن هاله ای میباشد.)) و ارتباط آنها را با سیستم بدن اندازه گیری نماید و وضعیت ششها و بیماریهای قریب الوقوع را تشخیص دهد.

 

اختراع دیگری شده است در مورد چاکراها، با این ماشین، قوای محرکه قطعی را که منشا آنها مرکز روانی یا هاله ای ستون فقرات است ثبت مینماید. حتی با این دستگاه می توان حدود توانائی های روحی افرادی را که چندین سال است به تمرین یوگا مشغولند و توفیق یافته اند که چاکراها را بیدار و فعال کنند، ثبت و اندازه گیری کرد.

 

برای مثال: وقتی یک تمرین پرانایام (تنفس پرانائی چاکرا که در حلقه انجام میدهیم) ، کمبا ها کایا مها باندا ها، انقباض عجان، شکم و غده تیروئید انجام می گیرد، قوای محرکه آنی که از مراکز هاله و روانی صادر میشوند به وسیله این دستگاه ارزیابی می گردند این دستگاه عمل قطعی انرژی را که با تمرینات یوگا در بدن عمل میکند به طور دقیق نشان میدهد.

 

با این وصف برای توضیح علمی هنوز ما به تحقیقات بیشتر وتدارکات دیگر نیازمندیم. علی رغم توسعه علمی در این زمینه، در تعبیر و تفسیر چاکراها اختلاف زیادی وجود دارد البته این اختلاف نظرها عمده نیستند اما وجود دارند زیرا متفکرین و فلاسفه تعابیری از قبل تعیین شده را در باره محل، رنگ و شکل چاکراها ارائه می دهند.

 

فرقه های مسیحی و سایرین هر کدام ضمن تائید این مراکز، به تفسیرهای مختلف پرداخته اند و متون تانتریک درست به اختلاف افکاراشاره مینمایند.



<      1   2      

لیست کل یادداشت های این وبلاگ

کارلوس کاستاندا
پاسخ آقای ویلیام لی رند به بیانیه اسقف در موردریکی
گردش انرژی
سالروز در گذشت دکتر اسوئی
انرژی درمانی برای کسانی که ریکی کار نمی کنند.
تائوی سلامتی
سیستم انرژی پرانیکی وبدنهای لطیف (هاله تابان)
مقدمه ای برای پرانا
کیفیت تظاهرات عالی
بیدار کردن چاکراها
کشف نقطه تکامل
تکامل خود به خود
تکامل از طریق چاکرا ها
مبحث شناخت علائم رمزی چاکراها
درک چاکراها
[همه عناوین(23)][عناوین آرشیوشده]


[ خانه | ایمیل |شناسنامه | مدیریت ]

©template designed by: www.persianblog.com